نامه؛ یک شب مهتاب

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه

یک شب مهتاب   سروده احمد شاملو را مهدی شادکار برای تولد احمد و فاطمه خوانده است. 

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری ،باغ آلوچه،دره به دره               صحرا به صحرا،اون جا که شبا        پشت بيشه‌هايه پری می‌آد          ترسون و لرزون پاشو می‌ذاره          تو آب چشمه شونه‌می‌کنه          موی پريشون…يه شب مهتاب      ماه می‌آد تو خواب منو می‌بره            ته اون دره اون‌جا که شبا         يکه و تنهاتک‌درخت بيد          شاد و پراميدمی‌کنه به ناز         دس‌شو درازکه يه ستاره             بچکه مث يه چيکه بارون        به جای ميوه‌ اش سر يه شاخه‌ش        بشه آويزون…يه شب مهتاب     ماه می‌آد تو خواب منو می‌بره           از توی زندون مث شب‌پره         با خودش بيرون،می‌بره اون‌جا           که شب سياتا دم سحر             شهيدای شهربا فانوس خون        جار می‌کشن تو خيابونا              سر ميدونا:عمو يادگار!           مرد کينه‌دار!مستی يا هش‌يار        خوابی يا بيدار؟*مست ايم و هش‌يار،       شهيدای شهر!خواب ايم و بيدار،           شهيدای شهر!آخرش يه شب             ماه می‌آد بيرون،از سر اون کوه               بالای دره روی اين ميدون          رد می‌شه خندون…يه شب ماه می‌آد        يه شب ماه می‌آد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s